مالك كلبه ي رويا ، صاحب چشماي ابري
حقيقت داره كه با من واسهي هميشه قهري ؟
تو بودي گفتي عزيزم نداري با من ميونه ؟
اين جواب يه فرشتس به خطاي يه ديوونه
توي شعرام كم نوشتم برسه به دست يلدا
تو قضاوت كن عزيزم كم سفر كردي تو بي ما ؟
دلخوشيم فقط به شمع روشن تولدم بود
تو نمي خواستي بموني همش هم دست خودت بود
چشاي ناز تو شايد از من ديوونه خستن
يه شب زرد زمستون چمدون عشق رو بستن
شايد از يه جاده دور رسيده واست يه مهمون
ديگه كار دست تو داده اين دل خيلي پريشون
دوس دارم تموم دنيا يه شبه از هم بپاشه
اگه اون قلب زلالت از دستم رنجيده باشه
عشق ترغوانيمونو غم اگه بگيره
اگه اين ديوونگي رو چشاي تو نپذيره ؟
ميدوني از مهربوني واسه تو من كم نذاشتي
حالا كه اينا رو گفتم ، عزيزم قهري يا آشتي ؟
![]()
![]()
![]()
![]()

