تبليغاتX
خر تو خر ............ - لعنت به معده اي كه بيجا كار كند ..............

لعنت به معده اي كه بيجا كار كند

نه اينكه خودم كم معكوسم همه رفيقامم همينجوريان يارو رفيق ما يك ماشين ميگيره و واسه اينكه قسط و قرضاش رديف بشه مجبور ميشه با ماشين مسافر كشي كنه يه روز اين كله پوك داشته ميومده يه خانواده دست تكون ميدن
مستقيم مستقيم
كككككككككككگگگگگگگگگ(صداي ترمز ماشين ) خلاصه مسافرارو سوار ميكنه و راه ميوفته هويجور كه داشته ميومده نهار مادر جان كه آش رشته بوده تاثير جادوئي خودش رو ميكنه و گردبادي در معده اين بيچاره راه ميندازه
با هزاران فشار خودشو هرجور شده كنترل ميكنه تا حاجي ميگه
حاجي‌: آقا مرسي پياده ميشيم
اينم از خدا خواسته ميزنه رو ترمز و حاجي با احد و ايال پياده ميشن
آقا راه ميوفته و بالاخره همراه با اوازي دلنواز خودشو از زير اون همه فشار متحمله به معده گرامي خلاص ميكنه هويجور كه معده ايشون در حال انجام اعمال موزون بوده ناگهان يك صداي نازك بگوش ميرسه
اقا ببخشين همينجا پياده ميشم
حالا اينو ميگي ميزنه رو ترمز سرشو ميزاره رو فرمون
برو پايين خانوم برو پايين پولم نميخواد بدي فقط برو
نگو همون موقع كه حاجي در حال پياده شدن بوده يه دختر سوار ميشه اين خپلم نميفهمه
خلاصه نتيجه اخلاقي اينكه هميشه با دقت توي ماشينتونو نگاه كنين
يك سواليه چند وقت ذهنمو آزار ميده
اول سوهان (ابزار سوهان) بوده يا اول سوهان (سوهان خوردني) بعدش چي شده كه اون يكي شده سوهان؟‌

 

+ نوشته شده توسط حاجي در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384 و ساعت 3:9 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM