تبليغاتX
خر تو خر ............ - گواهينامه ..........

بعد از اين همه مدت قيف كرديم كه بنويسيم البته تو اين مدتم مصمم بودم كه قيف كنم اما … بماند
خدائيش هيچيه من به آدميزادنميخوره!
بعد از گذروندن دوره هاي سخت ، فشرده و طاقت فرسا آموزش رانندگي اومدم امتحان بديم
امتحانمونم به آدم نميمونه اخه! 4 نفر سوار شديم تو ماشين!
1- يك پسر كه از روستا اومده بود!
2- يك معلول كه يك پا داشت
3- يك با كلاس با ريش پرفوسوري و كيف سامسونت!
4- حاجيت
سوار ماشين در معيت افسر گرام پسر روستايي نشست و بدونه اينكه ترمز دست بخوابونه راه ميخواست بيفته كه خوب نتيجه معلومه!
نوبت مهندس رسيد! اقا ما گفتيم ايول اين حتما قبوله ديگه! نشست پشت فرمون قيج استارت زد! اونم وقتي كه ماشين روشنه!!! خوب شايد هول كرده بچمون! نخر گاوتر از اين حرفاس دوباره هم استارت زد!! دفعه سوم كه استارت زد افسر گفت عزيزم ماشين روشنه! شما وقتي تفاوت ماشين روشن و خاموش و فهميدي بيا امتحان بده!
نوبت رسيد به مستر معلول! افسر بهش گفت شما اگه ماشين رو راه بندازي قبولي اما چه بگويم ….
همه رد شدن من هم با اعتماد به نفس بالا از نتايج بدست آمده در مورد نفرات قبلي نشستم كنار افسر عزيز و ………….. :-”
اينجوري بود كه نفر آخر فقط اونروز قبول شد :d
بعد از گذشت 40 روز يكي مارو با صداي زنگ در بيدار كرد و حاجي پستچي بود! گفت 2 تا پاكت داري گواهينامه! يكي فك كنم ماشين يكي موتور
مارو ميگي مارس شديم! ايول راهنمايي رانندگي فهميدن رانندگي خداست جفتشو با يك امتحان دادن :d
اقا پاكتها رو باز كرديم ديديم جفتش گواهينامه ماشين
و در حال حاضر حاجيت 2 تا گواهينامه داره توپز
البته اين كاوه هم شبيه آدم نيست ! مردك با دنده 1 رفته پارك دوبل كرده! افسر كفش بريده! آخه من موندم كسي با دنده 1 دنده عقب ميره آخههههههههههههه

يه مدت دست به قلم نبودم گند شد اين قسمت .................     .  

 

+ نوشته شده توسط حاجي در شنبه بیست و نهم بهمن 1384 و ساعت 1:38 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM