تبليغاتX
خر تو خر ............ - عشق و اين دورغ وسيع .................

دوستي كه نه بهتر بگويم آشنايي مي گفت عشق اين دروغ وسيع .......!

آشنا ي من دوست من نيست ! او دوستي را سختر از اداي دوستت دارم مي انگارد.

او دردكشيده است شايد او شلاق نقابها ي بر چهره  را خورده است.

او عشق را مي شناسد ؛ دوست داشتن را ؛ باران؛ دريا و غم غروب را...................

خوب هم .....................اما............

به گمانم او كوچه احساس را خوب بلد است اما انگارته كوچه او بن بست است .

آيا بن بست پايان عشق است ؟

ديروز به گمانم رسيد نه چنين نيست !

كه عشق پايان بن بست است.

براي كسي كه مرا تنها گذاشت و رفت ...........

 

+ نوشته شده توسط حاجي در دوشنبه هشتم اسفند 1384 و ساعت 0:11 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM